نمی دانم اصلا می توانم اولین مربی حمید سوریان را ببینم یا خیر اما در سایت های خبری خواندم که او به عنوان بهترین مربی کشتی فرنگی جهان در سال 2009 انتخاب شده .خیلی دلم می خواست که او را ازنزدیک ببینم اما فعلا که برای من ممکن نیست . پس حداقل نامه ای برای او می نویسم که نمی دانم چطور اما امیدوارم به دستش برسد.
آقای زارع سلام
واقعا خوشحالم که جایزه بهترین مربی جهان به شما تعلق گرفت . این حق شما بود که به عنوان اولین مربی سوریان مورد تقدیر قرار بگیرید.اصلا باید زودتر از این ها از شما تقدیر می شد .یا فدراسیون باید این کار را به عهده می گرفت یا خود سوریان کاری می کرد که همه بدانند چه زحمتی برایش کشیدید تا به این جا برسد.اما بالاخره نشد دیگر.اما خدا را شکر فیلا خودش آستین را بالا زد و تندیس بهترین مربی جهان را به شما هدیه داد. به هرحال دست شما درد نکند که چنین ستاره ای را پرورش دادی و روی تشک فرستادی اما آقای مربی چند سوال از شما دارم .اگر دلت خواست به جواب هایشان فکر کن.
خودت از شاگردت راضی هستی ؟
لحظه ای که مدال طلای چهارمش را به احمدی نژاد هدیه می کرد چه حسی داشتی ؟ ناراحت نشدی ؟اعصابت خرد شند ؟ با خودت غر غر نکردی ؟ سرت درد نگرفت ؟ فکر نکردی که به تو جفا می کند ؟ فکر نکردی که زحمات مربیانش را نادیده می گیرد ؟ حس نکردی که شاگردت رسم شاگردی را ادانمی کند؟ ندیدی مدال را به کسی می دهد که هیچ ربطی به موفقیتش نداشته ؟ آقای مربی فکری نشدی که راهت اشتباه بوده ؟ نفهمیدی که یک جای کار را غلط رفتی ؟ خودمانیم یاد لحظه های تمرین دادنت نیافتادی ؟ سالتو ؟ بارانداز؟ فیتو ؟ مربی به حمید همه چیز را یاد داده بودی ؟ مربی جایی کم نگذاشتی ؟ آقای زارع بهتر نبود کمی مردانگی یاد حمید می دادی ؟ نمی شد سالتو را کامل یاد نمی گرفت اما بادمجان دور قابچین هم نمی شد ؟ ممکن نبود بارانداز را به این خوبی اجرا نکند و کمی هم مردمی باشد؟ بهتر نبود هیچ مدال طلایی نمی گرفت و حق را هم نا حق نمی کرد ؟ خوشحال نمی شدی که شاگردت مرد بود ، حتی اگر کشتی را هم رها می کرد؟ مربی راستش را بگو چه حسی داشتی وقتی که شاگردت آن جمله های از قبل آماده شده را می خواند ؟ مربی ....چین به پیشانی ات نیافتاده ؟ راستش را بگو گونه ات خیس نشد ؟
۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر