۱۳۸۸ آبان ۹, شنبه

ستاره دولتی ،اسطوره مردمی

جنس او جنس سازش نیست . جنس معامله هم نیست . یعنی قیمتی ندارد که بخواهی به او بدهی و اجاره اش کنی .ستاره فوتبال ایران کاری را که درست نیست انجام نمی دهد وکاری را هم که درست بداند انجام می دهد . منفعت و ضررش را هم همیشه به جان می خرد.این ها همان خصوصیاتی است که سال ها همراهش دارد و او را به علی کریمی تبدیل کرده.او هر گاه که فکر کرده حقی در حال خورده شدن است یا با رفتارش یا با مصاحبه هایش همه چیز را گفته و فوتبال ایران را هم زده است . چه آن زمان که هنوز با دایی هم بازی بود و گفت که دایی را خدا بغل کرده ، چه زمانی که فدراسیون فوتبال و برنامه های نامنظمش را مورد انتقاد قرار داد و چه زمانی که به زبان اعتراض مردم ایران تبدیل شد و با مچ بندهای سبز در مقابل دوربین های تلویزیونی قرار گرفت و تلویزیون ایران را مجبور کرد که علی رغم میل با طنی اش دست بندهای سبز را نشان دهد.
کریمی در همه این دوران ها خصوصیاتش را همراه داشته و به دفاع از آن چیزی که حق می دانسته پرداخته است. او البته همیشه هزینه رفتارش را هم پرداخت کرده مخصوصا این اواخر که به خاطر صحبت علیه فدراسیون فوتبال چندین ماه از حضور در تیم ملی فوتبال محروم شد و به خاطر مچ بندهای سبز توسط مدیریت دولتی پرسپولیس(انصاری فرد) از تیم محبوب پایتخت بیرون گذاشته شد .پرداخت چنین هزینه هایی برای هرفردی ممکن نیست . یعنی خیلی کم هستند کسانی که حاضرند منافعشان را به خطر بیاندازند و از حقیقت دفاع کنند. نمونه های این ماجرا کم نیست . مانند همین حمید سوریان که زحمت های چندین ساله خانواده و مربیان خودش را به منفاع اینده فروخت و مدل طلایش را به احمدی نژاد هدیه کرد.تا این قسمت ماجرا که حساب کنید سوریان برنده است چون هم مدالش را دارد و هم مورد حمایت دولت قرار می گیرد ومی تواند به منافعش برسد.در مقابل کریمی از پرسپولیس بیرون می ماند و راه سختی برای پیدا کردن تیم پیدا می کند و حتی در دوره ای مورد تحریم رسانه های دولتی قرار می گیرد و قرار براین می شود که هیچ خبری از او کار نشود.
اما نکته این جاست که کار همین جا تمام نمی شود چون حمایت کریمی از حق و حقانیت محبوبیتی را برایش فراهم کرده که هیچ کس نمی تواند او را حذف کند.او با استیل آذین قرار داد می بندد 10 گل می زند ، 7پاس گل می دهد و به ستاره لیگ برتر تبدیل می شود.بیشتر گل ها و پاس گل هایش هم در دقایق پایانی بازی است تا مجبور شوند خبرهایش را روی خروجی قرار دهند.حالا مگر خبرگزاری های دولت می توانند نام او را حذف کنند ؟مگر ایرنا می تواند کنارش بگذارد.این البته پایان قصه نیست که علی کریمی مقابل تیم سابقش قرار می گیرد ، پاس گل می دهد و اخراج می شود و باز هم توسط هواداران پرسپولیس تشویق می شود.این شاید درس بزرگی است برای جوانانی کم سن و بی تجربه ای مثل حمید سوریان .او حتما باید صحنه های اخراج علی کریمی و بازی او مقابل پرسپولیس را ببیند.ا باید ببیند و بفهمد که نتیجه حمایت از حق وحقانیت چیست.کریمی از حق دفاع کرده علیه ناحق مصاحبه کرده و مچ بند سبز به دستش بسته است . او اگر گل هم به پرسپولیس بزند باز اینقدر محبوبیت دارد که تشویق هم می شود اما سوریان مال جهانی برای ایران آورده و کاری کرده که هموطنانش از او متنفر باشند.عشق مردم و تنفر مردم انتخابی است که کریمی را ازسوریان جدا می کند و هزاربرابر جلو می برد.جالب تر اینکه رمزجاودانگی هیچ کدام از ستارگان ماندگار ورزش ایران منفعت طلبی نبوده که اگر تختی هم به اسطوره تبدیل شد به خاطر حق و حقانیت است نه به خاطر اهدای مدالش به فلانی و فلانی .

۱۳۸۸ آبان ۴, دوشنبه

شهرت طلبی دولتی از گلزار تا کریمی

تغییر موضع 180 درجه ای افشین قطبی در مورد کریمی شاید اتفاق عجیبی باشد اما برای کسانی که با عملکرد مسوولان دولت نهم اشنا هستند ،کاملا قابل هضم است . از طرفی افشین قطبی قبل از این مواضع تندی را در مورد بازگشت کریمی به تیم ملی گرفته بود.
او پس از بستن مچ بندهای سبز توسط بازیکنان ملی ایران و خداحافظی کریمی ، هاشمیان و مهدوی کیا اعلام کرد که این 3 نفر خداحافظی کرده اند و راهی برای بازگشت ندارند.این درحالی بود که خبرنگاران چندین بار به صورت ویژه در مورد کریمی سوال کردند و او هم پاسخش را تغییر نداد. در آن زمان شایعاتی مبنی بر سانسور خبری کریمی توسط رسانه ها ی دولتی وجود داشت و همزمان شنیده می شد که باشگاه پرسپولیس تحت تاثیر دستورات دولتی با کریمی تمدید قرارداد نخواهدکرد.البته خبر اول تکذیب شد و علی رغم جداشدن کریمی از پرسپولیس به شایعه دخالت دولت در این امر پرداخته نشد . با این همه در فضای آن روز ها می شد کاملا درک کرد که چرا افشین قطبی هر گونه بازگشت کریمی به تیم ملی را نفی می کند. اما چراغ مثبت افشین قطبی به علی کریمی را باز هم می شود متاثر از تصمیمات مشابه دولت دانست .
مسوولان دولت بعد از انتخابات خوب می دانند که به هیچ وجه از محبوبیت برخوردار نیستند و تلاش می کنند در حوزه های فرهنگی و ورزشی به این محبوبیت برسند.در حوزه ورزش بازگشت حبیب کاشانی به پرسپولیس می تواند از این دسته باشد اما در حوزه های دیگرمانند اتفاقاتی رخ داده که بی اختیار ماجرای کریمی را یادآورد می شود.
در کمتر ازدوماه ماه پیش خبر بازداشت محمدرضا گلزار و اتهاماتش همه سایت ها را پر کرده بود.حتی در برخی سایت ها اتهام نگهداری مواد مخدر را هم به این ستاره سینمای ایران زدند.همه تقریبا مطمئن بودند که با این اتهام در کشور ایران با قوانین سختگیرانه اش دیگر کار گلزار تمام است اما این ستاره جلسه ای ترتیب داد و با احمدی نژاد دیدار کرد و همه مشکلاتش حل شد.حتی بعد از ان شنیده شد که او با روزنامه تندروی حامی دولت ( وطن امروز ) هم مصاحبه ای داشته است تا نشان دهد که چقدر از احمدی نژاد متشکر است. البته سیاست های مسوولان دولتی بر همین منوال است که به هر قیمتی شده و هر چقدر کم هم بتوانند به محبوبیت برسند.اما سوال اینجاست وقتی اتهامی مانند نگهداری مواد مخدر به راحتی نادیده گرفته می شود چرا نباید بستن مچ بند سبز نادیده گرفته شود.

۱۳۸۸ مهر ۲۸, سه‌شنبه

بدتر از این نمی شود

مجلس هم جای بسیار عجیب و غریبی است و واقعا سخت می شود از احوال اهالی مجلس سر درآورد.نمایندگان مجلس مخصوصا در حوزه ورزش کارهایی می کنند که شاید فقط برای خودشان توجبه پذیر باشد.همین ماه پیش بود که مساله تحقیق و تفحص از سازمان تربیت بدنی در مساله المپیک مطرح شد و 63 نفر رای دادند که با این کار مخالفند.
موضوع رقم 1.2 تریلیارد ریال بود که حیف و میل شده و از بین رفته است اما 63 نفر از نمایندگان مخالف این بودند که بفهمند این پول کجا رفته و 13 نفر هم هیچ نظری در این مورد نداشتند.البته طی چند سال اخیر هزینه هایی که در حوزه ورزش شده شاید در حدود 100برابر دولت های قبلی باشد و همه می دانند که نتیجه گیری اگر بدتر نشده باشد بهتر هم نشده . با این همه تا امروز (بعد از 4 سال ) هیچ نماینده ای به ذهنش نرسیده که سر در بیاورد این پول ها کجا می رود. این کار تازه از وظایف آنهاست که حق مردم را بگیرند اما به هرحال آنها تمایلی به این کارها نشان نمی دهند و بعد از اینکه یک خرابکاری ورزشی مثل المپیک و جام جهانی اتفاق می افتد خودشان را جلو می اندازند تا شهرتی بر هم بزنند و بگویند که حق مردم را خواهند گرفت. جالب اینجاست که همیشه کمیته کشف دلایل تشکیل می دهند و هیچ وقت به نتیجه ای نمی رسند.آنها در کل سالهای گذشته هیچ وقت نتوانستند حق مردم را در ورزش از یک مقام دولتی بگیرند.آنها فقط وقتی یک اتفاق بد ورزشی می افتد خودشان را مطرح می کنند و تمام .
اما بعضی وقت ها دیگر شورش را در می آورند و در کارهایی که هیچ ارتباطی به ایشان ندارد دخالت می کنند.مشخص نیست اینکه مربی تیم ملی قراردادش چطور شد یا اینکه علی دایی بماند یا برود یا اینکه داور فوتبال در لیگ برتر اشتباه کرد یا نکرد چه ارتباطی با این اساتید دارد؟کدام یک از این اعضای مجلس ربطی به فوتبال دارند که در این مورد اظهار نظر می کنند؟به غیر از یک نماینده مجلس که اخبارگو ومجری ورزشی بوده بقیه چه اشرافی بر فوتبال دارند که به این مسائل ورود می کنند؟اصلا این اساتید می دانند که مونیتور شدن این دخالت های بی جایشان دوباره شرایط تعلیق فوتبال ایران را فراهم می آورد؟آیا همه مشکلات کلان ورزش در بودجه و ساخت و سازش که مربوط به دولت است تمام شده و این ها باید در کار فدراسیون ها ،آن هم در حد داوری لیگ برتر ورود کنند؟مجلس این روزها کار دیگری ندارد؟
خلاصه معلوم نیست این اساتید تا چه زمانی می خواهند این شیوه را پیش بگیرند که برای گرفتن حق مردم از دولت سرشان را در برف فرو کنند و به مسائل ریز مثل داوری دخالت کنند.واقعا بدتر از این نمی شود که رییس کمیسیون فرهنگی مجلس جلسه ای در مورد داوری های فوتبال داشته باشد .واقعا بدتر از این نمی شود.

۱۳۸۸ مهر ۱۹, یکشنبه

افشین قطبی چرا هر هفته به امارات می رود؟ / سرمربی پروازی اهداف پروازی تر

هوشنگ شیبانی
اگر قطبی سرمربی یکی از تیم های لیگ برتری بود هرگز موفق نمی شد به کسب و کارش در امارات برسد.او مجبور بود به رتق و فتق امور تیمش مشغول باشد و به ترکیب اصلی و بازیکنان فکر کند. او مجبور بود برای سفرهای هر هفته اش به امارات توجیهی بتراشد.اما اوضاع فعلی قطبی کاملا بر وفق مراد است . لیگ که برای افشین قطبی مشغله ای ایجاد نمی کند او هم که فعلا کاری دیگری ندارد جز فکر کردن به زمان های پرداخت حقوقش ، پس به امارات می رود و به بهانه بازیکنان به امور مختلف زندگی اش رسیدگی می کند.البته سفرهای سرمربی تیم ملی عموما به فدراسیون مربوط است اما سرمربی تیم ملی در هیچ دوره ای از تاریخ به این اندازه سفر برای دید زدن بازیکنان ایرانی خارج از کشور نداشته. حتی دلیل اصلی برای اینکه عنوان شد خاویر کلمنته نمی تواند سرمربی تیم ملی ایران باشد هم سفر های او بود.می گفتند کلمنته با آن سوابق قابل ملاحظه به خاطر پروازی بودن نمی تواند سرمربی تیم ملی شود، اما چه کسی باور می کرد افشین قطبی بدون هیچ گونه سابقه در مسابقات ملی می تواند هم سرمربی تیم ملی شود و هم پروازی باشد.
بدتر از همه اینکه افشین قطبی به فکر سرمایه گذاری هم افتاده و بیزینس من شده.حالا رییس فدراسیونی که قطبی را انتخاب کرده با سفرهایش هیچ مشکلی ندارد و سرمربی سابق تیم ملی و تاجر فعلی به امور مختلفش می رسد.
نکته جالب اینجاست که ظاهرا افشین قطبی زرنگی اش راحسابی حفظ کرده او در چند وقت جدید نشان داده که خیلی خوب بلد است موج سواری کند و به آن چه می خواهد برسد.حضور سرمربی تیم ملی در مراسم تحلیف محمود احمدی نژاد نشانی از این رندی است . او که برای رسیدن به اهدافش نیمکت تیم ملی ایران به سیاسی ترین شکل ممکن خودش در آورده اصلا بعید نیست که همین روز ها وقتی که حلقه تنگ را دید دوباره فرار کند و مفاد قرارداد را به رخ بکشد.هیچ کس فراموش نکرده او پول بی زبان را چطور گرفت ، فرار کرد و حیثیت پرسپولیس را به باد داد حالا نوبت تیم ملی است.